باز خوابیدم و اومدی خوابم نمیدونم ولی خیلی خوشحال بودم اصلا فکر نمیکردم دارم خواب میبینم کاش هیچوقت بیدار نمیشدم ولی افسوس که یه خواب بود........
|
|
خیال تو... باز شب شد و من با تمام دلتگیهام تنها نشستیم .
من دلم خیلی تغیر کرده خیلی حساس شده خیلی زود رنج شدم . اه اه باز خیال تو میدونی خیال تو رو بیشتر از تو دوست دارم اون همیشه با منه کنارمه لحظه ای تنهام نمیذاره اگه تو جایه من بودی انصافا دوستش نداشتی
خدایا تنهایش نگذار خدایا ...
با اینکه در تنها ترین تنهاییم
تنها کسم تنهای تنهایم گذاشت
بار الهی ...
به حق تنهایی ات در تنها ترین تنهایی
تنهای تنهایش مگذار دوستی آدمها.......... عاشق بهترین ها نباش / بهترین باش تا بهترین ها عاشق تو شوند
وقتي دست زخم ميشه چشم گريه ميكنه، ووقتي چشم گريه ميكنه دست اشكا شو پاك ميكنه . عشق سلام دوستان خوش اومد
ید امیدوارم از وبلاگم خوشتون بیاد پس از امروزدریافتم زندگی معجزه ی حیات است..زندگی باکلمه های من ساخته میشودوهرکلمه ردپای معجزه ایست..پس میتوانم زیبایی را با کلماتم بیافرینم..
هرگاه کسی خشم داشتبدانم به نوازش و کلمات مهرامیزی هرگاه کسی ناامید بودبه کلماتی که سپاس اوراابرازکندمحتاج است...وهرگاه کسی حسدورزیدنیازداردمهربانی دریافت کند..واگرکسی ستم میکندنیازدارددوست داشته شود..اگرکسی بخل می ورزدبایدکه بخشیده شود...این سایه ها درروح وروان ما نیازدارندکه عشق برآنان چون باران ببارد......
اگه میشد یه جابه آرزوهات برسی.....یاکهدورازچشای من قلبتودادی به کسی....... برو منم به یادتو زندگی روسر میکنم....... گاهی به اشتیاق توقلبموپرپرمیکنم...... تقدیم به کسی که آرزو میکنم دست تودست یارش خوشبخت باشه
گرباغم دوریت نسازم چه کنم چون در نظرم تویی فقط صاحب عشق
وهمه مردم شهربانگ برداشته اند که چراسیمان نیست و کسی فکرنکردکه چرا ایمان نیست و زمانی شده است که به غیراز انسان هیچ چیز ارزان نیست.... چه کسی میگوید که گرانی شده است ؟دوره ی ارزانیست!دل ربودن ارزان...دوستی ارزان است دشمنی ها ارزان...آبروقیمت یک تکه نان...ودروغ از همه چیزارزان ترقیمت عشق چقدرکم شده است کمترازآب روان وچه تخفیف بزرگی خورده هست قیمت هرانسان. عشق عشق یعنی سوختنها از درون عشق یعنی سوختن تا ساختن عشق یعنی عقل و دین را باختن عشق یعنی دل تراشیدن ز گل عشق یعنی گم شدن در باغ دل عشق یعنی تو ملامت کن مرا عشق یعنی می ستایم من تو را عشق یعنی در پی تو در به در عشق یعنی یک بیابان درد سر عشق یعنی با تو آغاز سفر عشق یعنی قلبی آماج خطر عشق یعنی تو بران از خود مرا عشق یعنی باز می خوانم تو را عشق یعنی بگذری از آبرو عشق یعنی کلبه های آرزو عشق یعنی با تو گشتن هم کلام عشق یعنی انتظار یک سلام عشق یعنی دستهایی رو به دوست عشق یعنی مرگ در راهت نکوست عشق یعنی شاخه ای گل در سبد عشق یعنی دل سپردن تا ابد عشق یعنی سروهای سربلند عشق یعنی خارها هم گل کنند عشق یعنی تو بسوزانی مرا عشق یعنی سایه بانم من تو را عشق یعنی بشکنی قلب مرا عشق یعنی می پرستم من تو را عشق یعنی آن نخستین حرفها عشق یعنی در میان برفها عشق یعنی یاد آن روز نخست عشق یعنی هر چه در آن یاد توست عشق یعنی تک درختی در کویر عشق یعنی عاشقانی سر به زیر عشق یعنی بگذری از هفت خان عشق یعنی آرش و تیر و کمان خواب باز خوابیدم و اومدی خوابم نمیدونم ولی خیلی خوشحال بودم اصلا فکر نمیکردم دارم خواب میبینم کاش هیچوقت بیدار نمیشدم ولی افسوس که یه خواب بود........
فریاد نزن که من داغونم
جمعه بیستم فروردین 1389 ![]() فریاد نزن ای عاشق من صدایت را درون قلب خود می شنوم درد را در چهره ی عاشق تو با ذهن خود می نگرم فریاد نزن ای عاشق، فریاد نزن بی سبب نیست چنین فریادم بی گناه در دام عشق افتادم چه درست و چه غلط زندگی هم خودم و هم تو رو بر باد دادم اگر احساسمو می فهمیدی قلبتو دوباره می بخشیدی لحظه ی پایان این دیدار رو روز آغازی دگر می دیدی اگه بیهوده نمی ترسیدم عشقو اون جوری که هست می دیدم شاید این لحظه ی غمگین وداع قلبمو دوباره می بخشیدم کاش از این عشق نمی ترسیدم ما سزاواریم اگر گریانیم این چنین خسته و سرگردانیم ما که دانسته به دام عشق افتادیم چرا از عاشقی رو گردانیم وقتی پیمان دلو میبستیم گفته بودیم فقط عاشق هستیم ولی با عشق نگفتیم هرگز از دو ایل نا برابر هستیم از دو ایل نا برابر هستیم نه گناه کاریم نه بی تقصیریم منو تو بازیچه ی تقدیریم هر دو در بیراهه ی بی رحم عشق با دلو احساس خود درگیریم بیشتر از همیشه دوست دارم گر چه از عاشقی وعاشق شدن بی زارم زیر آوار فرو ریخته ی عشق از دلم چیزی نمانده که به تو بسپارم تو که همدردی مرا یاری بده به منه عاشق امیدواری بده اگر عشق با ما سر یاری نداشت تو به من قول وفا داری بده تو به من قول وفا داری بده [ ] دامنه رایگان comو org و net: .دامنه رایگان comو org و net: این سایت یک یا دو دامنهcom و org و net رو بهتون به صورترایگان می ده!!
لطفا توجه کنید:
عشق چیست؟ عشق از خود گذشتگی ست... عشق این است که به پای دیگری بسوزی حتی اگر تنهایت گذاشت... عشق این است شب ها به یاد او سر بر بالش بگذازی روز ها از غم دوری او از خواب بلند... عشق این است که بگریی بدون اینکه او بفهمد بخندی تا او شاد شود... عشق این است که گل را برای او بخواهی و خار را برای خود.. عشق این است برای دیدین شوق او خود را شاد نشان دهی ... عشق این است که فدا کردن جانت در مقابل مهرش بی ارزش باشد... عشق این است که لکه های نامهربانی بر دفتر زندگی را با شوری اشک هایت پاک کنی... عشق این است شب ها بیناییت را برای نوشتن مشق عشقت از دست دهی... عشق این است که بسوزی تا اتش قلبش شعله ور تر شود...تا گرم شود... عشق این است انچه که او دوست دارد شوی... عشق تغییر نکردن است... عشق استواریست.... همه لایق عشق هستیم... هر چند راه عاشقی دشوار است... نوشته شده توسط راز دل سرنوشت
بگذار سرنوشت هر راهی که میخواهد برود ما راهمان جداست بگذار این ابرها تا میتوانند ببارند ما چترمان خداست .کیانا. لحظه ها دل را نگاه گرم تو دیوانه میکند تنهایی شبامو میتونم درک کنم ولی دلتنگی رو نه. دلتنگی برا کسی که نمیدونی کیه و کجاست ناراحت نیستم...فقط دلتنگم دلتنگ آزادی دلتنگ یه آغوش گرم دلتنگ یه دستی که سردی دستامو توش جا بدم دلتنگ رفتنم تا ابد دلتنگ تماشای ستاره هام دلتنگ گریه کردن دلتنگ داشتن یه هم صحبت دلتنگ معشوقه بودن ... ادامه مطلب ... تنهایی حالا که دلتنگی داره
رفیق تنهاییم میشه کوچه ها نارفیق شدن
حالا که میخوام شب و روز به هم دیگه دروغ بگن ساعتا هم دقیق شدن! طلوع من طلوع من وقتی غروب پر بزنه موقع رفتن منه
ديوانگي و دلدادگي ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
ياد م آيد شبي، درميان كوچه اي؛ عاشقي ديدم تكيه بر ديوار كرد، سربه زانو نهاد،زير لب فرياد كرد: اي خدا اين چه رسمي است؟عاشقي،دل دادن و دلدادگي؟ تا به كي بايد جدا مانم از اين ديوانگي؟!سوختن و ساختن و بيگانگي! من به او دل دادم و او دل بر ديوانگي! عاقبت من نيز با او ديوانگي كردم،ديوانگي!!! عاقبت او نيز دلدادگي كرد،دلدادگي**** روز میعاد
جملات ناز رنكينگ راهنمای ازدواج برای دختران! شصت نكته شيرين درباره ي ازدواج تعيين شخصيت شما با استفاده از تاريخ تولد خود چه میدانی که من در چشم تو جان یافتم ... !؟
بی همگان بسر شود
پس بمون آخر دنیا پسر نگاهی به دختر کرد و گفت حالا که کنار ساحل هستیم بیا یه آرزوی قشنگ بکنیم دختر با بی میلی
قبول کرد پسر چشماشو بست و گفت کاشکی تا آخر دنیا عاشق هم بمونیم ... بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو دختر چشماشو بست و خیلی بی تفاوت گفت کاشکی همین الان دنیا تموم بشه ... وقتی چشماشو باز کرد پسر رو ندید فقط چند تا حباب رو آب دید
تقديم به اونايي دلتنگ هستن دلم بد جوري گرفته بود و بغض توي گلوم داشت خفه ام ميکرد........
خواب تو رو ديدم....جايي مي بردي منو...... نمي دونم کجا بود ....... دستم توي دست مهربونت بود.....
اما وسط يه جاده تنها موندم....... خودمو تنها و در به در ديدم که دارم دنبال تو مي گردم ..... صدات کردم جوابمو ندادي.......
کلافه و خسته يه گوشه نشستم....... احساس مي کردم باهام هستي همون اطراف ولي خودت رو پنهان ....
مي کردي تا من نبينمت!.......برا يه لحظه به عقب برگشتم....... ديدمت که با يه لبخند محزون داري نگام مي کني......
يه لباس مشکي تنت بود داشتي واسم دست تکون مي دادي و ازم دور ميشدي........
از خواب پريدم ..... صورتم خيس خيس بود....... تا يه مدت نگران بودم نکنه ازم دور بشي !.....
اما حالا تعبيرش رو فهميدم!........
کاش ميشد همه خوابهامون تعبير نشه!..... اگه هم ميشه يه جوري بشه که خاطرمون آزرده نشه!.......
مي خواستم بار دلتنگيهام رو از دوش مترسک بردارم و از اين جا برم .....آخه قلب مترسک ديگه جايي واسه ..
دلتنگيهام نداره!......
نوشتن انگيزه مي خواد نه تکرار!.......
اما يه حس مرموز منو وادار به نوشتن و موندن ميکنه ....... تا بنويسم وبگم هنوز هستم!.... زنده ام.... نفسي هست ......
لا اقل اينجوري ميتونم دلتنگيهام رونگهش دارم واسه اون روزي که شايد لبخندي بزنم و يادم رفته باشه دلم تنگه!........
اعتراف ميکنم دلم واست تنگ شده ...... واسه صداي گرم و مهربونت....... واسه خنده هاي قشنگت که هنوزم
توي گوشم يادگاري مونده!.......
دفتر خاطراتم رو که ورق ميزنم رده پاهاي زيادي ميبينم که همه خاطره شدن و تو ..... تو شدي ......
رويايي ترين خاطره زندگيم......... روياي يک حقيقت....... حقيقتي که سالها دنبالش بودم و باور کردم فقط يه روياست......
اين که ميگن دل به دل راه داره رو باور مي کني يا نه؟....... ولي من که خيلي بهش معتقدم........
وقتي صدات ميکنم ميشنوي مگه نه!؟....... اينو دلم ميگه جوابتو مي شنوم باور کن!.........
دلم مي خواست همه چيزو بهت ميگفتم و بعد مي رفتم واسه هميشه...... ولي آخه چيزي نداشتم که قابل قبول باشه .......
همين ته ذره غرور هم مي رفت و ديگه پيدا نميشد....... نه اينکه از تنفر تو يا بر چسب ديگران مي ترسيدم...
نه ..... ولي نمي خواستم با حرفام خودمو توجيه کنم يا گول بزنم........ نمي خواستم بيشتر از اين تحقير بشم..
نمي خواستم تو هم منو يه ديوونه ببيني ...... نمي خواستم به اين باور برسي که فريبت دادم..... نمي خواستم ...
باور کن هيچي نمي خواستم...... به جز اين که بدون هيچ قصد و نيازي دوست داشته باشم!
هيشکي نميتونه به جاي ديگري درد و رنج بکشه....... شايدم احساس من ديوانه بود که تا اين حد پيش رفت!...
از عشق مي ترسم....... زخم خوردم........ از عاشق شدن مي گريزم ...... رنج ديدم...... تنهايي رو مي فهمم ...
سالها هم خانه ام بود....... غم رو مي شناسم........ همزادم بود!
نوازش جبر را احساس مي کنم........ با آن زندگي کردم!
دوستي را مي پرستم ....... تا تو را هميشه دوست بدارم........
ولي حيف..... حيف که چيز ديگه اي به جز اين ندارم......
مي دوني اين تنها چيزي هست که حق خودم مي دونمش و به هر کسي هم دلم خواست مي بخشمش!
پس باور کن........
دوستت دارم واسه هميشه.........
تو هم اي خوب من اين نکته به تکرار بگو!.......
اين دلا ويز ترين شعر جهان را همه وقت.....
نه به يک بار و به صد بار بگو!......
دوستم داري؟! را از من بسيار بپرس!.......
دوستت دارم را با من بسيار بگو!......
دوستت دارم
اگه گریه بذاره اگه گریه بذاره بنویسم کدوم لحظه تو رو از من جدا کرد نگو اصلا نفهمیدی نگو نه تو بودی اونکه دستامو رها کرد خودت گفتی خداحافظ تموم شد من و تو سهممون از عشق این بود؟ خود تو حرمت عشقو شکستی بریدی آخره قصه همین بود؟ اگه مهلت بدی یادت میارم روزایی رو که بی تو عین شب بود تموم سهمت از دنیا عزیزم بزار یادت بیارم یک وجب بود بهت دادم تموم آسمونو خودم ماهت شدم آروم بگیری حالا ستاره ها دورت نشستن منو ابری گذاشتی داری میری بیا برگرد از این بن بست بی عشق بزار این قصه اینجوری نباشه آخه بذر جدایی رو چرا تو چرا دستای تو باید بپاشه خداحافظ نوشتن کار من نیست آخه خیلی باهات ناگفته دارم اگه گریه بزاره می نویسم اگه مهلت بدی یادت میارم تنها بس که دیوار دلم کوتاه است ، هرکه از کوچه "تنهایی" ما می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده ، سرکی می کشد و می
![]() تو می روی تمام ایستگاه می رود و من چقدر ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام و همچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام... ![]() چه رنجی است لذتها را تنها بردن و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن و چه بدبختی آزاردهنده ای است “تنها خوشبخت بودن!”
![]() سالها پرسیدم از خود کیستم ؟ / آتشم ؟ شورم ؟ شرارم ؟ چیستم ؟ / دیدمش امروز و دانستم اکنون / او به جز من ، من به جز او نیستم .
![]() زندگی بافتن یک قالیست!
نه همان نقش و نگاری که خودت میخواهی!نقشه را اوست که تعیین کرده! تو در این بین فقط میبافی... نقشه را خوب ببین! نکند آخر کارقالی زندگی ات را نخرند...! ![]() هی فلانی
زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده و کوچک آن هم از دست عزیزی که تو دنیا را جز با او و جز برای او نمی خواهی ![]() اين دنياي لعنتي فکر می کنید عشق در چند ثانیه اتفاق میافتد؟!
ادامه مطلب ... |
|